gab

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡæb/
1noun (اسم)informal

اسم — حرف زدن

حرف زدنگپ زدن

صحبت دوستانه و خودمانی، معمولاً کوتاه و غیررسمی.

Casual talk or chatter, often informal and chatty.

«آنها هنگام قهوه از صحبت دوستانه لذت بردند.»

They enjoyed some friendly gab over coffee.

«حرف‌هایش اتاق را پر از خنده کرد.»

Her gab filled the room with laughter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chatگپ زدن

روزمره. در موقعیت‌های غیررسمی برای گفتگوی کوتاه کاربردی مشابه دارد.

Everyday. Interchangeable with 'gab' in informal contexts meaning light conversation — 'We had a chat' works; 'We had a gab' is less common but similar.

chatterپچ‌پچ

غیررسمی. بیانگر حرف زدن پیوسته و سریع است و در موارد صحبت‌های بی‌مغز به جای gab استفاده می‌شود.

Informal. Emphasizes continuous or rapid talk, often without much meaning. Can replace 'gab' when meaning is idle talk — 'She loves to chatter' vs 'She loves to gab'.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): gabbedpast participle (مفعولی): gabbed-ing (حال): gabbing3rd (سوم): gabs

فعل — صحبت کردن

صحبت کردنچانه زدن

صحبت کردن به صورت خودمانی و طولانی یا غیررسمی.

To talk or chat casually, often at length or in an informal way.

«آنها در مهمانی ساعت‌ها چانه زدند.»

They gabbled away for hours at the party.

«او عاشق این است که درباره آخر هفته‌اش صحبت کند.»

She loves to gab about her weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chatگپ زدن

روزمره. می‌تواند به جای gab برای تأکید بر صحبت غیررسمی استفاده شود.

Everyday. Can replace 'gab' when emphasizing light informal talk — 'They chatted for hours' works well.

jabberتندتند حرف زدن

غیررسمی/کوچه بازاری. نشان‌دهنده حرف زدن سریع و هیجان‌زده است و می‌تواند جایگزین gab باشد.

Informal/slangy. Implies rapid, excited, or somewhat meaningless talk — works in place of 'gab' when talking about fast or nonstop talking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000