بازگشت

chat

/tʃæt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): chattedpast participle (مفعولی): chatted-ing (حال): chatting3rd (سوم): chats
گپ زدنصحبت دوستانه کردن

صحبت کردن به صورت دوستانه و غیررسمی، معمولاً درباره مسائل سبک و روزمره

To talk in a friendly, informal way, often about unimportant matters

«ما درباره برنامه‌های آخر هفته‌مان گپ زدیم.»

We chatted about our weekend plans.

«او دوست دارد بعد از کلاس با دوستانش صحبت کند.»

She likes to chat with her friends after class.

تفاوت با واژه‌های مشابه
talkصحبت کردن

رایج. می‌تواند جایگزین chat شود ولی chat بیشتر به گفتگوی دوستانه و غیررسمی اشاره دارد، در حالی که talk عمومی و ممکن است رسمی یا جدی باشد.

Common. Can replace 'chat' in most contexts but 'chat' implies informal and friendly talk; 'talk' is more general and can be formal or serious.

chatterپچ‌پچ کردن، سخن‌پراکنی

غیررسمی. معمولاً به حرف زدن مداوم یا کم‌اهمیت اشاره دارد و ممکن است کمتر مثبت از chat باشد.

Informal. Often implies continuous or trivial talking, can be less positive than 'chat'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): chats
گفتگوگپ

گفتگوی غیررسمی بین دو یا چند نفر

An informal conversation between two or more people

«ما هنگام قهوه گپ خوبی داشتیم.»

We had a nice chat over coffee.

«گفتگو ساعت‌ها طول کشید.»

The chat lasted for hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conversationگفتگو

رایج. عمومی‌تر از chat و ممکن است رسمی یا غیررسمی باشد، در حالی که chat همیشه غیررسمی است.

Common. More general than 'chat', can be formal or informal; 'chat' is always informal.

talkصحبت

رایج. مشابه conversation است و ممکن است رسمی‌تر از chat باشد.

Common. Similar to 'conversation' and can be more formal than 'chat'.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): chats
چتگفتگو آنلاین

ارسال پیام کوتاه یا تبادل پیام در اینترنت که معمولاً مختصر و غیررسمی است

A text or online message exchange, often brief and informal

«آن‌ها در اپلیکیشن چت کوتاهی داشتند.»

They had a quick chat on the app.

«تاریخچه چت پاک شد.»

The chat history was deleted.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messageپیام

رایج. به یک پیام جدا اشاره دارد؛ chat معمولاً به گفتگوی مداوم اشاره دارد.

Common. Refers to a single message; 'chat' usually means a conversation or continuous exchange.

conversationگفتگو

رایج. conversation عمومی است ولی chat به تعامل غیررسمی آنلاین یا متنی اشاره دارد.

Common. 'Conversation' is general, chat implies informal online or text interaction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000