gather dust

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gath·er dustˈɡæð·ər dʌst
phrase (عبارت)common

عبارت — جمع کردن گرد و غبار

جمع کردن گرد و غباربایگانی شدن

قرار داشتن به گونه‌ای که استفاده نشود و غبار روی آن جمع شود، معمولاً درباره اشیاء استفاده نشده.

To be unused and neglected, often referring to objects sitting quietly with dust accumulating.

«کتاب‌های قدیمی فقط روی قفسه غبار می‌گیرند.»

The old books just gather dust on the shelf.

«گیتارش در گوشه‌ای خاک می‌خورد.»

His guitar gathers dust in the corner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000