get down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پایین آمدن

پایین آمدنپیاده شدن

به جای پایین‌تر رفتن یا از وسیلهٔ نقلیه پیاده شدن.

To move to a lower position or leave a vehicle.

«از آن دیوار پایین بیا.»

Get down from that wall.

«ما در ایستگاه بعدی پیاده شدیم.»

We got down at the next stop.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — غمگین کردن

غمگین کردندلسرد کردن

کسی را غمگین یا دلسرد کردن.

To make someone feel sad or discouraged.

«خبر بد او را غمگین کرد.»

The bad news got her down.

«نگذار انتقادها دلسردت کنند.»

Don't let criticism get you down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000