get in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — وارد شدن

وارد شدنداخل شدن

وارد یک مکان، وسیلهٔ نقلیه یا گروه شدن.

To enter a place, vehicle, or group.

«پیش از باران سوار ماشین شو.»

Get in the car before it rains.

«او چطور بدون کلید وارد شد؟»

How did she get in without a key?

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — رسیدن

رسیدنوارد شدن

به جایی، به‌ویژه خانه یا محل کار، رسیدن.

To arrive at a place, especially home or work.

«دیشب چه ساعتی رسیدی خانه؟»

What time did you get in last night?

«قطار ساعت شش می‌رسد.»

The train gets in at six.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000