get down to business

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get down to busi·ness/ɡɛt daʊn tə ˈbɪznəs/
phrase (عبارت)common

عبارت — رفتن سر کار اصلی

رفتن سر کار اصلیجدی دست‌به‌کار شدن

شروع به انجام جدی کاری کردن که باید انجام شود.

To start seriously doing the work that needs to be done.

«بعد از معرفی‌ها، سراغ کار اصلی رفتیم.»

After introductions, we got down to business.

«حالا بیایید جدی دست‌به‌کار شویم.»

Let's get down to business now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000