get lost

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt lɔst/
1phrase (عبارت)common

عبارت — گم شدن

گم شدنراه را گم کردن

یعنی در جایی ناآشنا راه خود را گم کردن.

To become unable to find your way in an unfamiliar place.

«ما در بخش قدیمی شهر گم شدیم.»

We got lost in the old town.

«او در راه خانه راه را گم کرد.»

She got lost on the way home.

2interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — گم شو

گم شوبرو پی کارت

برای گفتنِ بی‌ادبانه به کسی که برود و مزاحم نشود به کار می‌رود.

Used rudely to tell someone to go away.

«گم شو! سرم شلوغ است.»

Get lost! I am busy.

«او به خبرنگار گفت برود پی کارش.»

He told the reporter to get lost.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000