get involved (with/in)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get in·volved/ɡɛt ɪnˈvɑlvd/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — درگیر شدن

درگیر شدنوارد شدن

وارد فعالیت، موقعیت یا رابطه‌ای شدن و در آن نقش گرفتن.

To become active in an activity, situation, or relationship.

«او با یک خیریه محلی همکاری را شروع کرد.»

She got involved with a local charity.

«سعی کن در دعوای آن‌ها درگیر نشوی.»

Try not to get involved in their argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000