get on someone's wick

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get on some·one's wick/ɡɛt ɑn ˈsʌmwʌnz wɪk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روی اعصاب کسی رفتن

روی اعصاب کسی رفتنکسی را کلافه کردن

کسی را کلافه یا عصبانی کردن

to annoy someone

«سوت‌زدنش روی اعصابم می‌رود.»

His whistling gets on my wick.

«تأخیرها واقعاً کلافه‌اش کرد.»

The delays really got on her wick.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000