get rid of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt rɪd əv/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خلاص شدن از

خلاص شدن ازدور انداختن

چیز یا وضعیت ناخواسته‌ای را حذف کردن، دور انداختن یا از آن خلاص شدن.

To remove, throw away, or free oneself from something unwanted.

«باید از شر این جعبه‌های قدیمی خلاص شوم.»

I need to get rid of these old boxes.

«او گوشی خرابش را دور انداخت.»

She got rid of her broken phone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000