get rid of
/ɡɛt rɪd əv/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — خلاص شدن از
خلاص شدن ازدور انداختن
چیز یا وضعیت ناخواستهای را حذف کردن، دور انداختن یا از آن خلاص شدن.
To remove, throw away, or free oneself from something unwanted.
«باید از شر این جعبههای قدیمی خلاص شوم.»
“I need to get rid of these old boxes.”
«او گوشی خرابش را دور انداخت.»
“She got rid of her broken phone.”