get started

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get start·ed/ɡɛt ˈstɑrtɪd/
phrase (عبارت)common

عبارت — شروع کردن

شروع کردندست‌به‌کار شدن

شروع به انجام دادن کاری کردن

to begin doing something

«بیایید همین حالا شروع کنیم.»

Let's get started now.

«او شروع به آماده کردن شام کرد.»

She got started on dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000