get stuck in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt stʌk ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — با اشتیاق شروع کردن

با اشتیاق شروع کردندست‌به‌کار شدن

با اشتیاق و انرژی شروع به انجام دادن چیزی کردن

to start doing something eagerly and energetically

«با انرژی شروع کن و به ما کمک کن.»

Get stuck in and help us.

«بچه‌ها فوراً با اشتیاق شروع کردند.»

The children got stuck in immediately.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000