بازگشت

gigantic

/dʒaɪˈɡæntɪk/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more giganticsuperlative (عالی): most gigantic
غول‌آسابسیار بزرگ

بسیار بزرگ یا عظیم در اندازه.

Extremely large or enormous in size.

«آن‌ها در یک عمارت غول‌آسا زندگی می‌کنند.»

They live in a gigantic mansion.

«دایناسور نسبت به حیوانات امروزی بسیار بزرگ بود.»

The dinosaur was gigantic compared to modern animals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hugeبزرگ

رایج. معنی مشابه اما gigantic به اندازه بزرگ‌تر اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'gigantic' implies even larger size.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000