بازگشت

huge

/hjuːdʒ/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): hugERsuperlative (عالی): hugEST
بزرگعظیمغول‌پیکر

بسیار بزرگ در اندازه، مقدار یا درجه.

Very large in size, amount, or degree.

«آنها یک خانه بزرگ در حومه شهر خریدند.»

They bought a huge house in the suburbs.

«شرکت سال گذشته سود بسیار بزرگی کرد.»

The company made a huge profit last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enormousعظیم

رایج. در اغلب موارد جایگزین huge می‌شود برای تأکید بر اندازه بسیار بزرگ؛ مثلاً «ساختمان عظیم» همان معنی «ساختمان بزرگ» را دارد. کمی رسمی‌تر و تأکیدی‌تر است.

Common. Can replace 'huge' in most contexts to emphasize very large size; e.g., 'an enormous building' works like 'a huge building'. Slightly more formal and dramatic.

immenseفراوان، بسیار بزرگ

رسمی. معمولا در نوشته‌ها برای تأکید بر اندازه یا مقدار بسیار زیاد به کار می‌رود. در گفتار روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Often used in writing to stress vast size or amount. Less common in everyday speech than 'huge'.

giganticغول‌پیکر

رسمی/غیررسمی. وقتی برای بیان اشیاء یا مقدارهای خیلی بزرگ استفاده می‌شود، جایگزین huge است و اغلب بر بزرگنمایی تأکید دارد.

Informal/formal. Interchangeable with 'huge' when describing extremely large objects or amounts, usually to impress or exaggerate.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000