بازگشت

girdle

gird·le/ˈɡɜːrdl/
noun (اسم)formal
plural (جمع): girdles
کمربندحلقه دور کمر

کمربند یا طناب پوشیده شده دور کمر.

A belt or cord worn around the waist.

«او کمربند را دور کمرش تنگ کرد.»

She tightened the girdle around her waist.

«کمربند به او کمک می‌کرد تا حالت بدنش درست باشد.»

The girdle helped support her posture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beltکمربند

رایج. اغلب هم‌معنی اما belt اصطلاح کلی‌تری است.

Common. Often interchangeable though belt is broader term.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000