بازگشت

belt

/bɛlt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): belts
کمربند

نواری از چرم یا مواد دیگر که دور کمر پوشیده می‌شود تا لباس را نگه دارد یا برای تزئین استفاده شود.

A strip of leather or other material worn around the waist to support clothes or for decoration.

«او کمربندش را محکم دور کمرش بست.»

He fastened his belt tightly around his waist.

«او با لباسش یک کمربند شیک پوشیده بود.»

She wore a stylish belt with her dress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sashشال کمر

کمتر رایج. نواری بلند یا حلقه‌ای از پارچه که روی یک شانه یا دور کمر پوشیده می‌شود، اغلب برای مراسم یا تزئین، و معمولاً نرم‌تر و پهن‌تر از کمربند است. «برنده مسابقه زیبایی شال کمر می‌پوشد» درست است، «او شال کمر می‌پوشد تا شلوارش را بالا نگه دارد» نادرست است.

Less common. A long strip or loop of cloth worn over one shoulder or around the waist, often for ceremonial or decorative purposes, and typically softer and wider than a belt. 'A beauty pageant winner wears a sash' works, 'He wears a sash to hold up his pants' does not.

girdleکمربند زنانه

قدیمی/کهنه. کمربند یا طنابی که دور کمر پوشیده می‌شود. همچنین، نوعی لباس زیر حمایتی برای زنان. «شوالیه‌ها کمربند می‌بستند» درست است، اما «او کمربندش را بست تا شلوارش را بالا نگه دارد» بسیار قدیمی است و 'belt' ترجیح داده می‌شود.

Dated/Archaic. A belt or cord worn around the waist. Also, a type of supportive undergarment for women. 'Knights wore girdles' works, but 'She put on her girdle to hold up her pants' is very dated, 'belt' is preferred.

2verb (فعل)common
past (گذشته): beltedpast participle (مفعولی): belted-ing (حال): belting3rd (سوم): belts
کمربند بستنمحکم کردن

با کمربند بستن یا محکم کردن.

To fasten with a belt.

«او کتش را محکم بست تا از سرما محافظت شود.»

He belted his coat tightly against the cold.

«گاوچران غلاف اسلحه‌اش را به کمرش بست.»

The cowboy belted his gun holster to his hip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
girdکمربند بستن (کهنه)

کهنه/ادبی. با کمربند یا نوار چیزی را احاطه یا محکم کردن. اغلب به صورت استعاری استفاده می‌شود. «او شمشیرش را دور کمرش بست» درست است، «من شلوارم را کمربند می‌بندم» امروزه استفاده نمی‌شود.

Archaic/Literary. To encircle or secure with a belt or band. Often used metaphorically. 'He girded his sword around his waist' works, 'I gird my pants' is not used today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000