بازگشت

globally

glo·bal·ly/ˈɡloʊ.bəl.i/
globalworldwide-lyadverb forming suffix
adverb (قید)common
type (نوع): placeadjective (صفت): globalposition (جایگاه): end
در سطح جهانیبه طور کلی

به صورت جهانی یا کلی؛ در سراسر جهان.

In a worldwide or general manner; throughout the whole world.

«این شرکت به طور جهانی فعالیت می‌کند.»

The company operates globally.

«تغییرات اقلیمی مسئله‌ای است که به‌طور جهانی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.»

Climate change is a problem affecting us globally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worldwideدر سراسر جهان

رایج. مترادف دقیق در معنی جغرافیایی است.

Common. Exact synonym in geographic sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000