بازگشت

glut

/ɡlʌt/
glutto fill or satisfy excessively
1verb (فعل)formal
past (گذشته): gluttedpast participle (مفعولی): glutted-ing (حال): glutting3rd (سوم): gluts
اشباع کردنزیاد عرضه کردنمازاد تولید کردن

به گونه‌ای بیش از حد عرضه کردن یا پر کردن، که موجب اضافی شدن و مازاد شود.

To supply or fill to excess, causing an oversupply or surplus.

«سال گذشته بازار با کالاهای ارزان پر شد.»

The market was glutted with cheap goods last year.

«تولیدکنندگان بازار را زیاد عرضه کردند و باعث کاهش قیمت‌ها شدند.»

Producers glutted the market, causing prices to fall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
saturateاشباع کردن

رسمی. معمولاً در زمینه بازار یا فنی استفاده می‌شود و فقط وقتی بازار به اشباع می‌رسد جایگزین glut می‌شود.

Formal. Often used in marketing or technical contexts. Interchangeable with 'glut' when referring to market saturation but not in general excess.

متضادها
2noun (اسم)formal
مازادافزونیفراوانی بیش از حد

عرضه بیش از حد چیزی که باعث مازاد و اضافی شدن آن می‌شود.

An excessive supply of something, causing a surplus beyond normal demand.

«در شهر نیروی کار زیادی وجود دارد.»

There is a glut of workers in the city.

«مازاد نفت باعث شد قیمت‌ها به شدت کاهش یابد.»

A glut of oil caused prices to drop dramatically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surplusمازاد

رایج. تقریبا معادل glut وقتی به مقدار بیش از نیاز اشاره دارد.

Common. Almost interchangeable with 'glut' when referring to quantities above need.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000