بازگشت

goalkeeper

goal·keep·er/ˈɡoʊlˌkiːpər/
goala point to score in sportskeepto guard or protect-erperson who performs an action
noun (اسم)common
plural (جمع): goalkeepers
دروازه‌بانگلر

بازیکنی که در ورزش‌هایی مثل فوتبال و هاکی دروازه را محافظت می‌کند تا از گل خوردن جلوگیری کند.

A player who guards the goal in sports like soccer and hockey to prevent the opposing team from scoring.

«دروازه‌بان یک مهار فوق‌العاده انجام داد تا گل نخورد.»

The goalkeeper made an incredible save to stop the goal.

«دروازه‌بان ما هنگام بازی دستکش می‌پوشد.»

Our goalkeeper wears gloves during the match.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goalieدروازه‌بان

غیررسمی و روزمره. معمولاً در مکالمه محاوره‌ای به جای goalkeeper استفاده می‌شود، مخصوصاً در آمریکای شمالی.

Informal/everyday. Synonym used mainly in casual speech for goalkeeper, especially in North America. 'He's the goalie today' is common.

netminderدروازه‌بان

غیررسمی و اصطلاح ورزشی. بیشتر در هاکی روی یخ کاربرد دارد و خارج از آن کمتر استفاده می‌شود.

Informal/sports slang. Mainly ice hockey term for goalkeeper; less common outside hockey.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000