بازگشت

graph

/ɡræf/
noun (اسم)common
plural (جمع): graphs
نمودار

نموداری که رابطه بین متغیرها را نشان می‌دهد، معمولاً با خطوط یا میله‌ها.

A diagram showing the relationship between variables, often with lines or bars.

«نمودار افزایش فروش را در طول زمان نشان می‌دهد.»

The graph shows sales increasing over time.

«او نموداری از داده‌ها رسم کرد.»

She drew a graph of the data.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chartچارت

رایج. معنی مشابه اما چارت ممکن است کلی‌تر از graph باشد.

Common. Similar meaning but charts might be more general than graphs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000