grater

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gra·ter/ˈɡreɪtər/
noun (اسم)commonplural (جمع): graters

اسم — رنده

رنده

ابزار آشپزخانه‌ای با سطح زبر برای ریز ریز کردن غذا

A kitchen tool with rough surfaces used to shred food into small pieces

«او برای رنده کردن پنیر از رنده استفاده کرد.»

She used a grater to shred the cheese.

«رنده هویج‌ها را به قطعات ریز تبدیل کرد.»

The grater made the carrots into fine pieces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000