gremlins

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

grem·lin/ˈɡrɛmlɪn/
noun (اسم)commonplural (جمع): gremlins

اسم — موجود خیالی خرابکار

موجود خیالی خرابکاراشکال تراش

موجودی خیالی و بدجنس که گفته می‌شود باعث خرابی یا نقص فنی در هواپیما یا سایر ماشین‌آلات می‌شود.

An imaginary mischievous creature that is said to cause mechanical or electrical faults in aircraft or other machinery.

«خلبان خرابی موتور را به یک گرملین نسبت داد.»

The pilot blamed a gremlin for the engine trouble.

«تمام هفته اشکالات نرم‌افزاری در سیستم کامپیوتری داشتیم.»

We had gremlins in the computer system all week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goblinاجنه بدجنس، دیو کوچک و بدقواره (افسانه‌ای، تخیلی)؛ جن؛ دیو؛ هیولا (افسانه‌ای، تخیلی)؛ روح خبیث، روح موذی، روح شرور؛ شیطونک (موجودی که به خاطر بدجنسی و شیطنت شناخته شده است.)؛ فردی پلید و زشت رو، انسان بدذات، کنایه از انسانی بدخو و بدرفتار؛ موجودی بدقواره و بدریخت که در تاریکی یا زیرزمین زندگی می‌کند و به گفته افسانه‌ها در هنگام تاریکی یا تنهایی انسان را می‌آزارد، آزار و اذیت می‌کند.؛ فردی که در شب به مردم حمله می‌کند یا آنان را می‌ترساند، فردی که از تاریکی شب برای ارتکاب جرم و جنایت و یا اذیت و آزار دیگران بهره می‌برد؛ فردی خشن و سرکش که در گروهی خلافکار عضویت دارد.؛ فردی که به خاطر قدرت و شجاعت و یا مهارت‌های خاص در یک زمینه، مورد احترام و یا ترس قرار می‌گیرد (در بعضی موارد)؛ شیطان‌نما، موجودی که در ظاهر شبیه شیطان است اما به نظر می‌رسد که در واقع شیطانی نیست و یا حداقل از قدرت کمتری برخوردار است؛ موجودی که به طور معمول در داستان‌های کودکانه یا داستان‌های فانتزی و تخیلی مورد استفاده قرار می‌گیرد و به عنوان موجودی که در دنیای زیرین و در زیرزمین‌ها و غارها زندگی می‌کند شناخته می‌شود و به خاطر بدجنسی و شیطنت و قدرت‌های ماورایی و شیطانی و خرابکاری‌هایش معروف است.؛ در بعضی از فرهنگ‌ها و افسانه‌ها به عنوان موجودی که با انسان‌ها دشمنی دارد و سعی در آسیب رساندن به آنها دارد، شناخته می‌شود.؛ در بعضی از داستان‌ها و افسانه‌ها به عنوان موجودی که می‌تواند به انسان‌ها در انجام کارهای خطرناک یا مشکل کمک کند، اما در عوض از آنها خواسته می‌شود که یک هدیه یا یک قربانی به او تقدیم کنند.؛ فردی که به نظر می‌رسد از ظاهر فیزیکی یا روحی بدبختانه برخوردار است و اغلب به عنوان یک شخصیت منفی یا یک قربانی در داستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.؛ روح خبیث یا شیطانی که در بدن انسان یا حیوانات زندگی می‌کند و باعث بیماری و یا مشکلات روحی و روانی می‌شود.؛ یک نوع موجود افسانه‌ای که در داستان‌های قدیمی و اساطیر اروپایی و اساطیر بریتانیا و ایرلند و اسکاتلند و ولز و… مورد اشاره قرار گرفته و به عنوان یک روح خبیث و شیطانی شناخته می‌شود.؛ دیوی که در داستان‌های فانتزی و تخیلی و داستان‌های افسانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد و به عنوان موجودی که در دنیای زیرین و در زیرزمین‌ها و غارها زندگی می‌کند و به خاطر بدجنسی و شیطنت و قدرت‌های ماورایی و شیطانی و خرابکاری‌هایش معروف است.؛ در بعضی از فرهنگ‌ها و افسانه‌ها به عنوان موجودی که با انسان‌ها دشمنی دارد و سعی در آسیب رساندن به آنها دارد، شناخته می‌شود.؛ در بعضی از داستان‌ها و افسانه‌ها به عنوان موجودی که می‌تواند به انسان‌ها در انجام کارهای خطرناک یا مشکل کمک کند، اما در عوض از آنها خواسته می‌شود که یک هدیه یا یک قربانی به او تقدیم کنند.؛ فردی که به نظر می‌رسد از ظاهر فیزیکی یا روحی بدبختانه برخوردار است و اغلب به عنوان یک شخصیت منفی یا یک قربانی در داستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.؛ روح خبیث یا شیطانی که در بدن انسان یا حیوانات زندگی می‌کند و باعث بیماری و یا مشکلات روحی و روانی می‌شود.؛ یک نوع موجود افسانه‌ای که در داستان‌های قدیمی و اساطیر اروپایی و اساطیر بریتانیا و ایرلند و اسکاتلند و ولز و… مورد اشاره قرار گرفته و به عنوان یک روح خبیث و شیطانی شناخته می‌شود.
impشیطونک، بچه جن، موجود کوچک و شیطانی

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000