بازگشت

grief

/ɡriːf/
noun (اسم)common
اندوهغمحزن

احساس عمیق غم و اندوه به خاطر از دست دادن کسی یا چیزی مهم.

A deep feeling of sadness caused by the loss of someone or something important.

«او پس از مرگ پدرش غم عمیقی احساس کرد.»

She felt intense grief after her father's death.

«خانواده غرق در اندوه بود.»

The family was overwhelmed by grief.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sorrowاندوه

رسمی یا ادبی. در موقعیت‌های غم عمیق قابل جایگزینی است اما در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal or literary. Can replace 'grief' in contexts relating to deep sadness, especially in writing or speeches; less common in everyday speech.

mourningعزاداری

رسمی. مخصوصا اشاره به ابراز سوگواری بعد از فوت دارد، به ویژه به صورت فرهنگی یا آیینی.

Formal. Refers specifically to expressing grief after someone's death, especially culturally or ritually.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000