gristles

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gris·tles/ˈɡrɪsəlz/
noun (اسم)commonplural (جمع): gristles

اسم — غضروف‌های گوشت

غضروف‌های گوشتبافت سفت گوشت

جمع gristle؛ بافت سخت و غضروفی در گوشت.

Plural of gristle; tough, cartilaginous tissue in meat.

«در استیک غضروف‌های کوچکی بود.»

There were small gristles in the steak.

«جویدن غضروف‌ها ناخوشایند است.»

Chewing gristles can be unpleasant.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000