بازگشت

grows

/ɡroʊz/
verb (فعل)common
past (گذشته): grewpast participle (مفعولی): grown-ing (حال): growing3rd (سوم): grows
رشد کردنبزرگ شدن

بزرگ شدن، افزایش یا رشد کردن، به‌ویژه درباره موجودات زنده.

To increase in size, amount, or develop, especially living things.

«گیاه در نور آفتاب به سرعت رشد می‌کند.»

The plant grows quickly in sunlight.

«شهر هر سال بزرگ‌تر می‌شود.»

The city grows every year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expandsگسترش می‌یابد

اشاره به افزایش اندازه یا دامنه؛ مشابه ولی اغلب برای غیر زنده‌ها هم استفاده می‌شود.

Refers to increase in size or scope; similar but often for non-living things too.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000