بازگشت

grunt

/ɡrʌnt/
1noun (اسم)common
غرغرخرناس

صدای زمزمه‌مانند یا خرناس مانندی که توسط انسان یا حیوان تولید می‌شود.

A low guttural sound made by a person or animal.

«او صدای ناله‌ای از درد بیرون داد.»

He let out a grunt of pain.

«خرناس خوک در شب بلند بود.»

The pig’s grunt was loud at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
growlخرناس

رایج. صدا مشابه ولی growl بیشتر تهدیدآمیز است.

Common. Similar low sound but usually more aggressive. 'Growl' implies threat, 'grunt' can be neutral.

2verb (فعل)common
past (گذشته): gruntedpast participle (مفعولی): grunted-ing (حال): grunting3rd (سوم): grunts
غرغر کردنصدای خشن دادن

صدای زمزمه‌مانند یا خرناس مانندی دادن.

To make a low guttural sound.

«او هنگام بلند کردن جعبه ناله کرد.»

He grunted while lifting the box.

«سرباز با صدای خشن تأیید کرد.»

The soldier grunted in approval.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groanناله کردن

رایج. معمولاً بیانگر درد است. grunt ممکن است خنثی یا تلاش را نشان دهد.

Common. Often implies pain or discomfort; 'grunt' can be neutral or expressive of effort.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000