gut-wrenched

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈɡʌt rɛntʃt/
gut-deeply felt emotionwrenchedtwisted painfully
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more gut-wrenchedsuperlative (عالی): most gut-wrenched

صفت — دل‌شکسته

دل‌شکستهغم‌زده

دچار درد و اندوه عاطفی شدید بودن است.

Experiencing intense emotional pain or distress.

«او بعد از تماس دچار اندوه شدیدی شد.»

He felt gut-wrenched after the call.

«آن‌ها از آن خبر به‌شدت غمگین شدند.»

They were gut-wrenched by the news.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000