haberdash

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hab·er·dash/ˈhæbərˌdæʃ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): haberdashedpast participle (مفعولی): haberdashed-ing (حال): haberdashing3rd (سوم): haberdashes

فعل — فروش لوازم لباس فروشی کردن

فروش لوازم لباس فروشی کردن

فروش اجناس کوچک لباس یا وسایل خیاطی را انجام دادن (به طور تاریخی).

To engage in selling small items of clothing or sewing supplies (historically).

«او سال‌ها پیش در بازار شهر لوازم لباس می‌فروخت.»

He haberdashed in the town market long ago.

«فروشگاه دکمه و نخ می‌فروشد.»

The shop haberdashes buttons and threads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tradeمعامله کردن

کلی. به تجارت یا فروش اشاره دارد.

General. To engage in commerce or selling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000