haltered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hal·tered/ˈhɒltərd/
haltera rope or strap for leading animals-edpast participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — مهارشده

مهارشدهبا هلتِر

پوشیده شده با هّلتر (بند یا زیرنهنگی برای سر حیوان).

Wearing a halter (a strap or harness around the head of an animal).

«اسب مهارشده آرام ایستاده بود.»

The haltered horse stood quietly.

«دام‌های مهارشده راحت‌تر کنترل می‌شوند.»

Haltered cattle are easier to manage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000