hand off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hænd ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — واگذار کردن

واگذار کردنتحویل دادن

مسئولیت، کار یا چیزی را به فرد دیگری سپردن است.

To give responsibility, a task, or an object to another person.

«لطفاً پرونده را به لنا واگذار کن.»

Please hand off the case to Lena.

«او پیش از رفتن کلیدها را تحویل داد.»

He handed off the keys before leaving.

2phrasal verb (فعل عبارتی)technical

فعل عبارتی — توپ را به هم‌تیمی سپردن

توپ را به هم‌تیمی سپردن

در فوتبال آمریکایی، توپ را مستقیم به هم‌تیمیِ در حال دویدن دادن است.

In American football, to pass the ball directly to a teammate running nearby.

«کوارتر‌بک توپ را به رانینگ‌بک سپرد.»

The quarterback handed off to the running back.

«او نزدیک میانهٔ زمین توپ را به هم‌تیمی‌اش داد.»

He handed off the ball near midfield.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000