بازگشت

hardworking

hard·work·ing/ˈhɑrdˌwɜrkɪŋ/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more hardworkingsuperlative (عالی): most hardworking
سخت‌کوشکوشا

تلاش زیاد برای انجام کار یا وظایف

Putting a lot of effort into work or tasks

«او دانش‌آموز سخت‌کوشی است.»

She is a hardworking student.

«کارمندان سخت‌کوش پاداش می‌گیرند.»

Hardworking employees get rewarded.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diligentسخت‌کوش

رسمی. معنی مشابه ولی بیشتر در محیط‌های علمی یا کاری استفاده می‌شود.

Formal. Similar meaning but more often used in academic or professional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000