بازگشت

harmony

har·mo·ny/ˈhɑːr.mə.ni/
noun (اسم)common
هماهنگیانسجام

توافق، صلح یا هماهنگی بین افراد یا عناصر.

Agreement, peace, or concord between people or elements.

«هم‌سرایی گروه کر در هماهنگی کامل بود.»

The choir sang in perfect harmony.

«هماهنگی خانواده مهم است.»

Family harmony is important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accordتوافق

توافق رسمی یا هماهنگی.

Formal agreement or harmony.

unityوحدت

وضعیت یگانگی یا توافق.

State of being one or in agreement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000