have the wolf by the ear

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ðə wʊlf baɪ ði ɪr/
phrase (عبارت)literary

عبارت — در تنگنا گرفتار شدن

در تنگنا گرفتار شدندر موقعیت بی‌راه‌حل بودن

در موقعیت خطرناکی گیر افتادن که نه ادامه دادنش امن است و نه رها کردنش.

To be trapped in a dangerous situation where neither holding on nor letting go is safe.

«با آن بدهی، او در تنگنایی بی‌راه‌حل گرفتار شده بود.»

With the debt, he had the wolf by the ear.

«آن‌ها در این مذاکرات در وضعیتی گیر افتاده‌اند که راه امنی ندارد.»

They have the wolf by the ear in these negotiations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000