herd cats
/ˌhɝd ˈkæts/
phrase (عبارت)informal
عبارت — جمعکردن افراد غیرقابلکنترل
جمعکردن افراد غیرقابلکنترلمدیریت گروهی پراکنده
تلاش کردن برای ساماندادن یا کنترل گروهی از آدمهای مستقل که مدیریتشان سخت است.
to try to organize or control a group of independent people who are hard to manage
«مدیریت آن تیم مثل جمعکردن گربههاست.»
“Managing that team is like herding cats.”
«او در طول پروژه مجبور بود گروهی نامنظم را سامان بدهد.»
“She had to herd cats during the project.”