herd cats

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌhɝd ˈkæts/
phrase (عبارت)informal

عبارت — جمع‌کردن افراد غیرقابل‌کنترل

جمع‌کردن افراد غیرقابل‌کنترلمدیریت گروهی پراکنده

تلاش کردن برای سامان‌دادن یا کنترل گروهی از آدم‌های مستقل که مدیریتشان سخت است.

to try to organize or control a group of independent people who are hard to manage

«مدیریت آن تیم مثل جمع‌کردن گربه‌هاست.»

Managing that team is like herding cats.

«او در طول پروژه مجبور بود گروهی نامنظم را سامان بدهد.»

She had to herd cats during the project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000