بازگشت

herded

herd·ed/hɜrd/
herdto gather or move animals
verb (فعل)common
past (گذشته): herdedpast participle (مفعولی): herded-ing (حال): herding3rd (سوم): herds
جمع‌آوری حیواناتگردآوردن گله

گذشته فعل 'herd': جمع‌کردن یا حرکت دادن حیوانات باهم

Past tense of 'herd': to gather or move animals together

«او گوسفندان را به داخل آغل هدایت کرد.»

He herded the sheep into the pen.

«آنها گاوها را از عرض مزرعه حرکت دادند.»

They herded the cattle across the field.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatheredجمع شده

رایج. تا حدی وقتی حیوانات جمع می‌شوند قابل تعویض است.

Common. Partially interchangeable when animals are collected together.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000