بازگشت

hereabouts

here·a·bouts/ˈhɪərəbaʊts/
adverb (قید)common
اینجا اطرافهمین حوالی

نزدیک این مکان یا در همین حوالی

Near this place or in this general area

«در همین حوالی رستوران خوب نیست.»

There are no good restaurants hereabouts.

«او جایی همین اطراف زندگی می‌کند.»

He lives somewhere hereabouts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nearbyنزدیک

معمولی. وقتی به نزدیکی اشاره می‌کند قابل جایگزینی است ولی ممکن است دقیق بودن موقعیت را نداشته باشد.

Common. Can replace 'hereabouts' when emphasizing proximity but not exact location — 'nearby' can also be used as adjective. 'Hereabouts' emphasizes the general area more.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000