hissing hot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hiss·ing hot/ˌhɪsɪŋ ˈhɑt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بسیار داغ

بسیار داغداغِ جلزولزکنان

بسیار داغ، به‌ویژه آن‌قدر داغ که هنگام تماس صدای جلزولز ایجاد کند.

Extremely hot, especially hot enough to make a hissing sound on contact.

«استیک‌ها را خیلی داغ سرو کنید.»

Serve the steaks hissing hot.

«وقتی روغن به تابه رسید، تابه از شدت داغی جلزولز می‌کرد.»

The pan was hissing hot when the oil hit it.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000