verb (فعل)commonpast (گذشته): hoaxedpast participle (مفعولی): hoaxed-ing (حال): hoaxing3rd (سوم): hoaxes
فعل — فریب دادن
فریب دادنگول زدن
فریب دادن یا گمراه کردن با داستان یا شوخی دروغین
Tricked or deceived by a false story or prank
«او از اخبار دروغی که خوانده بود گول خورده بود.»
“She felt hoaxed by the fake news.”
«آنها فریب خوردند که داستان را باور کنند.»
“They were hoaxed into believing the story.”
تفاوت با واژههای مشابه
deceived— فریب خورده
متداول. اصطلاح کلی برای فریب خوردن، مشابه hoaxed.
Common. General term for being tricked, similar to hoaxed.