hobbing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hob·bing/ˈhɒbɪŋ/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): hobbedpast participle (مفعولی): hobbed-ing (حال): hobbing3rd (سوم): hobbs

فعل — برش دندانه چرخ دنده

برش دندانه چرخ دندهخرد کردن با هاب

برش دادن یا شکل دادن دندانه‌های چرخ دنده با ابزار هاب (فنی)

Actively cutting or shaping gear teeth using a hob tool (technical)

«کارخانه تمام روز مشغول برش دندانه‌های چرخ دنده بود.»

The factory was hobbing gears all day.

«هاب کردن باعث شکل‌دهی دقیق دندانه‌های چرخ دنده‌ها می‌شود.»

Hobbing ensures precise tooth shapes in gears.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000