hold one's alcohol
hold one's al·co·hol/hoʊld wʌnz ˈælkəhɔːl/
phrase (عبارت)informal
عبارت — مستی را خوب تحمل کردن
مستی را خوب تحمل کردنبا نوشیدن الکل زود مست نشدن
الکل نوشیدن بدون اینکه مستیِ فرد خیلی آشکار شود.
To drink alcohol without becoming noticeably drunk.
«او با نوشیدن الکل زود مست نمیشود.»
“He can hold his alcohol well.”
«دیگر نمیتوانم الکل را خوب تحمل کنم.»
“I can't hold my alcohol anymore.”