hold down
/hoʊld daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — شغلی را حفظ کردن
شغلی را حفظ کردندر کاری ماندن
شغل یا سمتی را برای مدتی حفظ کردن.
to keep a job or position for a period of time
«او دو شغل را حفظ کرده است.»
“She has held down two jobs.”
«آیا او میتواند این سمت را حفظ کند؟»
“Can he hold down this position?”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — مهار کردن
مهار کردنپایین نگه داشتن
کسی یا چیزی را مهار کردن یا پایین نگه داشتن.
to keep someone or something under control or in a lower position
«آنها امسال قیمتها را پایین نگه داشتند.»
“They held down prices this year.”
«دو نگهبان او را مهار کردند.»
“Two guards held him down.”