hold out
/hoʊld aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — مقاومت کردن
مقاومت کردندوام آوردن
در برابر فشار یا سختی دوام آوردن و تسلیم نشدن.
To continue to resist, endure, or survive.
«روستا سه هفته مقاومت کرد.»
“The village held out for three weeks.”
«آیا این باتری تا آخر روز دوام میآورد؟»
“Can this battery hold out all day?”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — جلو آوردن
جلو آوردندراز کردن
چیزی را با دراز کردن دست برای کسی جلو آوردن.
To offer or present something by extending it.
«او دستش را برای سلام کردن جلو آورد.»
“She held out her hand to greet him.”
«او کلیدها را به طرف من دراز کرد.»
“He held out the keys to me.”
3phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — زیر بار نرفتن
زیر بار نرفتنپافشاری کردن
برای گرفتن شرایط بهتر، از موافقت کردن یا کوتاه آمدن خودداری کردن.
To refuse to agree or yield in order to seek better terms.
«آنها برای حقوق بیشتر زیر بار نرفتند.»
“They held out for a higher salary.”
«در مذاکره زیادی پافشاری نکن.»
“Don't hold out too long in the negotiation.”