homeless

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

home·less/ˈhoʊm.ləs/
homea place where one lives-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more homelesssuperlative (عالی): most homeless

صفت — بی‌خانمان

بی‌خانمانبی‌مسکن

نداشتن خانه یا محل ثابت برای زندگی.

Without a home or permanent place to live.

«بسیاری از بی‌خانمان‌ها در پناهگاه‌ها می‌خوابند.»

Many homeless people sleep in shelters.

«شهر برنامه‌هایی برای کمک به خانواده‌های بی‌خانمان دارد.»

The city has programs to help homeless families.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000