بازگشت

horse

/hɔːrs/
1noun (اسم)common
plural (جمع): horses
اسب

حیوانی بزرگ، قوی و چهارپا با یال و دم بلند و روان، که برای سواری، مسابقه و حمل بار استفاده می‌شود.

A large, strong, four-legged animal with a flowing mane and tail, used for riding, racing, and carrying loads.

«او سوار بر اسبش از میان مزارع عبور کرد.»

She rode her horse through the fields.

«اصطبل اسب‌های زیبای زیادی دارد.»

The stable has many beautiful horses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
steedاسب (ادبی)

ادبی/کهن. اصطلاحی قدیمی یا شاعرانه برای اسب، به ویژه اسبی که برای سواری استفاده می‌شود. 'Horse' اصطلاح روزمره است. 'یک اسب نجیب' در مقابل 'یک اسب سواری'.

Literary/Archaic. An old-fashioned or poetic term for a horse, especially one used for riding. 'Horse' is the everyday term. 'A noble steed' vs. 'A riding horse'.

2verb (فعل)archaicpast (گذشته): horsedpast participle (مفعولی): horsed-ing (حال): horsing3rd (سوم): horses
اسب دادناسب فراهم کردن

اسب یا اسب‌هایی را فراهم کردن.

To provide with a horse or horses.

«شوالیه برای نبرد به خوبی اسب داشت.»

The knight was well horsed for the battle.

«آنها برای ماموریت فوری، به پیام‌رسان‌ها اسب دادند.»

They horsed the messengers for their urgent mission.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mountسوار کردن

رسمی. سوار شدن بر حیوانی (مانند اسب) برای سواری، یا فراهم کردن حیوانی برای سواری. 'اسب دادن به سواره‌نظام' در مقابل 'سوار شدن بر اسب'. 'Mount' معمولاً برای سوارکار است، در حالی که 'horse' برای فراهم کردن حیوان است.

Formal. To get on an animal (like a horse) to ride it, or to provide an animal for riding. 'Horse the cavalry' vs. 'Mount a horse'. 'Mount' is usually for the rider, while 'horse' is for providing the animal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000