بازگشت

horseman

horse·man/ˈhɔːrsmən/
horselarge domesticated hoofed animal-manperson who does or is connected to
noun (اسم)common
plural (جمع): horsemen
سوارکاراسب‌سوار

مردی که سوار بر اسب است یا با اسب کار می‌کند.

A man who rides or works with horses.

«اسب‌سوار از میدان عبور کرد.»

The horseman rode across the field.

«او یک سوارکار باتجربه است.»

He is an experienced horseman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
riderسوارکار

رایج. اصطلاح عمومی برای هر کسی که سوار اسب است، بدون مشخص کردن جنسیت.

Common. General term for anyone riding a horse, not gender-specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000