بازگشت

rider

ri·der/ˈraɪ.dər/
rideto sit on and control a moving animal or vehicle-erone who performs the action
1noun (اسم)common
plural (جمع): riders
سوارکارسوار

فردی که روی حیوان یا وسیله‌ای مانند اسب یا دوچرخه می‌نشیند و آن را کنترل می‌کند.

A person who sits on and controls an animal or vehicle, especially a horse or bicycle.

«سوارکار در طول مسابقه به‌خوبی اسب را کنترل کرد.»

The rider expertly controlled the horse during the race.

«او سوارکار ماهری در دوچرخه‌های کوهستانی است.»

She is an experienced rider on mountain bikes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equestrianسوارکار

رسمی. بیشتر برای سوارکاران اسب به‌کار می‌رود، اغلب در زمینه‌های ورزشی یا حرفه‌ای. وقتی درباره سواری اسب باشد قابل جایگزینی است.

Formal. Mainly used for horse riders, often in sport or professional contexts. Can replace 'rider' when referring to horseback riding.

cyclistدوچرخه‌سوار

روزمره. مخصوص کسانی که دوچرخه‌سواری می‌کنند. فقط وقتی درباره دوچرخه باشد جایگزین rider می‌شود.

Everyday. Specifically for people who ride bicycles. Can replace 'rider' only when referring to bicycle riding.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): riders
موتورسوارراننده موتور

فردی که با موتور سیکلت حرکت می‌کند.

A person who rides a motorcycle.

«موتورسوار برای ایمنی کلاه ایمنی به سر داشت.»

The rider was wearing a helmet for safety.

«موتورسواران بیشتری برای گشت شهری به گروه ملحق شدند.»

More riders joined the group for the city tour.

تفاوت با واژه‌های مشابه
motorcyclistموتورسوار

رسمی/متداول. به طور خاص به کسی که موتور سواری می‌کند گفته می‌شود. در این معنی قابل جایگزینی است.

Formal/common. Specifically refers to someone who rides a motorcycle, interchangeable with 'rider' in this context.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): riders
دوچرخه‌سوار

کسی که دوچرخه‌سواری می‌کند.

A person who rides a bicycle.

«شهر در حال ساخت مسیرهای جدید برای دوچرخه‌سواران است.»

The city is building new lanes for riders.

«دوچرخه‌سواران برای ایمنی باید قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنند.»

Riders must obey traffic laws for safety.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bicyclistدوچرخه‌سوار

رسمی/متداول. به طور خاص به دوچرخه‌سوار گفته می‌شود؛ وقتی درباره دوچرخه باشد جایگزین rider می‌شود.

Formal/common. Refers specifically to bicycle riders; can replace 'rider' when talking about bike riding.

متضادها
4noun (اسم)formal
plural (جمع): riders
شرط اضافیضمیمه قرارداد

بند یا شرط اضافه‌شده به یک قرارداد یا سند قانونی.

An additional clause or provision added to a contract or legal document.

«بیمه‌نامه شامل شرط اضافی برای پوشش زلزله بود.»

The insurance policy included a rider for earthquake coverage.

«شرط اضافی‌ای به قرارداد اضافه کردند تا مهلت را تمدید کنند.»

They added a rider to the contract to extend the deadline.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clauseبند

رسمی/حقوقی. بخش مشخصی از سند قانونی؛ معمولاً در قرارداد جایگزین rider می‌شود اما rider به بند الحاقی تاکید دارد.

Formal/legal. A specific part of a legal document; can often replace 'rider' in contract contexts but 'rider' suggests an addition.

addendumضمیمه

رسمی. افزوده‌ای به یک سند مکتوب. با rider هم‌پوشانی دارد اما بیشتر برای مواد تکمیلی به‌کار می‌رود.

Formal. An addition to a written document. It overlaps with 'rider' but is often used for supplementary material.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000