hostessing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

host·ess·ing/ˈhoʊstəsɪŋ/
hostessfemale host-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): hostessedpast participle (مفعولی): hostessed-ing (حال): hostessing3rd (سوم): hostesses

فعل — مهمانداری کردن

مهمانداری کردنخدمت‌رسانی به مهمانان

کار کردن به عنوان مهماندار خانم، خوش‌آمدگویی و کمک به مهمانان (شکل استمراری)

Working as a hostess, welcoming and assisting guests (present participle of hostess as verb)

«او امشب در مراسم به عنوان مهماندار کار می‌کند.»

She is hostessing at the gala event tonight.

«مهمانداری نیاز به مهارت‌های ارتباطی دارد.»

Hostessing requires good communication skills.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000