بازگشت

host

/hoʊst/
1noun (اسم)common
plural (جمع): hosts
میزبانمجری

شخصی که مهمانان را در یک رویداد اجتماعی یا برنامه تلویزیونی پذیرایی یا اداره می‌کند.

A person who receives or entertains guests at a social event or on a broadcast.

«او مجری برنامه گفتگو محور محبوب است.»

She is the host of the popular talk show.

«میزبان به گرمی از همه مهمانان استقبال کرد.»

The host greeted all the guests warmly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
presenterمجری

رایج. در زمینه رسانه‌ها به جای host برای برنامه‌های تلویزیونی یا رادیویی استفاده می‌شود. مثلاً «او مجری برنامه است» درست است، اما برای رویدادهای اجتماعی نه.

Common. Interchangeable in media contexts for 'host' when referring to TV or radio shows. For example, 'She is the presenter of the show' works, but not for social events.

emceeمجری مراسم

غیررسمی/محاوره‌ای. عمدتاً در مراسم به جای host یا مدیر برنامه استفاده می‌شود. مثلاً «او مجری عروسی بود» درست است، اما برای برنامه تلویزیونی نه.

Informal/colloquial. Used mainly in event contexts to mean 'host' or 'master of ceremonies.' For example, 'He was the emcee at the wedding' works, but not for TV shows.

organizerبرگزارکننده

رسمی. به کسی گفته می‌شود که رویداد را برگزار می‌کند نه لزوماً پذیرایی مهمانان. بعضی مواقع به جای host استفاده می‌شود اما برای برنامه‌های پخش شده خیر.

Formal. Means the person arranging an event rather than entertaining guests. Sometimes interchangeable with host but not for broadcast contexts.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): hostedpast participle (مفعولی): hosted-ing (حال): hosting3rd (سوم): hosts
میزبانی کردنبه عهده گرفتن

فراهم کردن محل یا خدمات برای یک رویداد، برنامه یا مهمانان.

To provide a place or service for an event, a program, or guests.

«مدرسه ما میزبان مسابقات بسکتبال منطقه‌ای خواهد بود.»

Our school will host the regional basketball tournament.

«این وبسایت میزبان هزاران ویدئو است.»

The website hosts thousands of videos.

تفاوت با واژه‌های مشابه
organizeسازماندهی کردن

رایج/رسمی. وقتی به راه‌اندازی رویداد اشاره دارد بعضی مواقع با host قابل تعویض است، ولی organize بیشتر روی برنامه‌ریزی تأکید دارد. مثلاً «آنها کنفرانس را سازماندهی می‌کنند» معنای مشابهی دارد.

Common/formal. Often interchangeable with 'host' when referring to arranging events, but 'organize' focuses more on planning than reception. For example, 'They organize the conference' works similarly.

accommodateجای دادن

رسمی. وقتی مکانی یا امکاناتی برای مهمانان یا رویداد فراهم می‌شود استفاده می‌شود. نسبت به host محدودتر و بیشتر درباره ظرفیت فیزیکی است.

Formal. Used when providing space or facilities for guests or events. Less general than 'host' and more about physical capacity. 'The hotel can accommodate 200 guests' fits here.

متضادها
3noun (اسم)technical
plural (جمع): hosts
میزبان (زیست‌شناسی)

جانور یا گیاهی که زندگی انگلی یا موجود دیگری را در خود جای می‌دهد.

An animal or plant that harbors a parasite or another organism.

«کنه میزبان رایجی برای بسیاری انگل‌ها است.»

A tick is a common host for many parasites.

«گیاه به عنوان میزبان چندین نوع قارچ عمل می‌کند.»

The plant acts as a host to various fungi.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carrierحامل

رسمی/علمی. معنای مشابه ولی carrier بیشتر انتقال بیماری یا انگل را مد نظر دارد، نه صرفاً میزبان بودن.

Formal/scientific. Similar meaning but 'carrier' emphasizes transfer of disease or parasite rather than hosting. For example, 'The mosquito is a carrier of malaria' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000