hunch over

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hunch o·ver/hʌntʃ ˈoʊvər/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — قوز کردن

قوز کردنخم شدن

بالاتنه را با شانه‌های گرد به سمت جلو خم کردن.

To bend the upper body forward, usually with rounded shoulders.

«ساعت‌ها روی لپ‌تاپت قوز نکن.»

Don't hunch over your laptop for hours.

«او برای خواندن یادداشت روی میز خم شد.»

She hunched over the table to read the note.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stoopخم شدن

روزمره. برای خم شدن رو به جلو می‌تواند جایگزین hunch over شود، مثل He stooped over the desk، اما همیشه شانه‌های گرد را نمی‌رساند. برای یک حرکت سادهٔ خم شدن به کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'hunch over' for bending forward, as in 'He stooped over the desk,' but it does not always suggest rounded shoulders. Choose it for a simple bending movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000