hunchback

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hunch·back/ˈhʌntʃˌbæk/
huncha sudden forward curvebackrear part of the body
noun (اسم)commonplural (جمع): hunchbacks

اسم — کول‌قوز

کول‌قوزکودخیل

فردی که ستون فقراتش به شدت خمیده و پشتش گرد شده است.

A person with a severely curved spine causing a rounded back.

«کول‌قوز به دلیل ناهنجاری‌اش آهسته حرکت می‌کرد.»

The hunchback moved slowly due to his deformity.

«داستان شخصی با کول‌قوز را به عنوان شخصیت اصلی دارد.»

The story features a hunchback as the main character.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000